شهر قم در آخر الزمان

آنگاه که جامعه بشری به سوی انحطاط و تباهی پیش می رود روزنه امیدی نمایان می گردد، مردمی پرچمدار نور در دل تاریکی ها می شوند. شهر قم در آخرالزمان این نقش را بر عهده دارد. روایات بسیاری وجود دارد که در آنها این شهر مقدس و انسانهای وارسته ای که در آن وجود خود را از چشمه زلال مکتب اهلبیت سیراب کرده و رسالت ابلاغ پیام را برعهده گرفته اند، ستایش شده اند.

ائمه معصومین(علیه السلام) درباره قم و نقش آن در نهضت فرهنگی زمان غیبت امام زمان سخنانی دارند که به برخی از آنها اشاره میشود:

- قم حرم اهل بیت: از برخی روایات برداشت میشود که قم و اهل آن نشانه و الگوی تشیع و ولایت بوده و خواهند بود، از این رو هر کس را که می خواستند دوستدار اهلبیت و علاقهمند به آنان معرفی نمایند او را «قمّی» خطاب میکردند. چنانکه در روایتی آمده است:

گروهی خدمت امام صادق(علیه السلام) شرفیاب شدند و گفتند:ما از مردم «ری» هستیم، حضرت فرمود: آفرین به برادرانمان از «اهل قم». آنان چند بار تکرار کردند: ما از «ری» خدمت شما رسیده ایم. حضرت نیز سخن نخست خود را تکرار میکرد. آنگاه فرمود: حرم خداوند مکه است؛ برای رسول خدا نیز حرمی در مدینه است؛ کوفه حرم امیرالمؤمنین است و حرم ما (اهل بیت) شهر قم است. و به زودی دختری از فرزندانم به نام فاطمه در آن دفن می شود، هر کس او را (با معرفت) زیارت کند، بهشت بر او واجب میشود. راوی میگوید: «امام صادق این سخن را هنگامی بیان فرمود که هنوز امام کاظم متولد نشده بود».4

در روایت دیگری به نقل از «صفوان» آمده است: روزی نزد (ابوالحسن) امام کاظم بودم و سخن از مردم قم و میزان علاقه و دلبستگی آنان به حضرت مهدی(علیه السلام) به میان آمد. امام هفتم فرمود: «خداوند آنان را رحمت کند و از آنان خشنود باشد».

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پیرامون زنده کننده دین در هر قرن میفرماید: خداوند بزرگ برای امت اسلام در آغاز هر قرن شخصی را برمی انگیزاند تا دین را احیا و زنده نماید.

آنگاه ادامه داد: بهشت هشت در دارد که یکی از آنها برای مردم قم است، در میان شهرها و کشورها، آنان نیکان و نخبگان شیعیان ما هستند. خداوند ولایت و دوستی ما را با طینت و سرشت آنان آمیخته است.5

ائمه معصومین(علیه السلام) شهر قم را از ابتدا، پایگاه عاشقان اهلبیت و حضرت مهدی(علیه السلام) میدانسته اند و شاید دری از بهشت که به شهر قم اختصاص دارد، باب المجاهدین یا باب الاخیار (درب نیکان) باشد؛ چنانکه در روایت نیز به اهل قم، «نیکان شیعه» گفته شده است.

3-2 - شهر قم، حجت بر دیگران: خداوند در هر زمان، انسانهایی دارد که بر دیگران حجت اند و چون آنان در راه خدا قدم برداشته و برای اعتلای کلمه الله مبارزه می کنند، خداوند یاور آنان خواهد بود و شر دشمنان را از آنان دور میکند. در زمان غیبت امام عصر(علیه السلام) قم و مردم آن بر دیگر انسانها حجت هستند.

امام صادق(علیه السلام) می فرماید:

گرفتاری ها و مشکلات از قم و مردمش به دور است و روزگاری خواهد رسید که قم و مردم آن حجت بر همه مردمان باشند و آن هنگام ظهور حضرتش میباشد و اگر چنین نبود زمین اهلش را فرو می برد.

به یقین فرشتگان، گرفتاریها را از قم و مردمانش دور میکنند و هیچ ستمگری قصد قم را نمیکند مگر آنکه خداوند کمرش را می شکند و او را گرفتار درد، مصیبت یا دشمن میگرداند. خداوند نام قم و مردم آن را از یاد ستمگران میبرد چنانکه آنان یاد خدا را فراموش کردهاند.6

3-3 - مرکز نشر فرهنگ اسلامی: یکی دیگر از موارد قابل توجه در روایات این است که شهر قم در روزگار غیبت به عنوان مرکزیتی برای رساندن پیام اسلام به گوش مستضعفان زمین درخواهد آمد و علما و دانشمندان دینی آن حجتی بر جهانیان خواهند شد.

امام صادق(علیه السلام) در این باره میفرماید: به زودی شهر کوفه از مؤمنان تهی میگردد و علم و دانش از آنجا رخت برمی بندد و چون ماری که در گوشه ای چنبره زده است محدود میگردد و آنگاه علم در شهری که به آن قم میگویند آشکار میشود و این شهر پایگاه علم و فضیلت و معدن دانش و کمال میگردد به گونه ای که روی زمین هیچ مستضعف (فکری) نمی ماند که از دین آگاهی نداشته باشد - حتی زنان پرده نشین - و این زمان در نزدیکی ظهور قائم ما خواهد بود.

خداوند، قم و مردمش را جانشینان حضرت حجت قرار می دهد و اگر چنین نبود زمین اهلش را فرو میبرد و حجتی بر زمین نمی ماند. علم و دانش از شهر قم به شرق و غرب جهان سرازیر می شود و بر جهانیان تمام می گردد به گونه ای که هیچ شخصی نمی ماند که دین و دانش به او نرسیده باشد. آنگاه حضرت قائم ظهور می کند و عذاب الهی بر کافران به دست آن حضرت فرو می آید؛ زیرا خداوند از بندگان انتقام نمی گیرد مگر هنگامی که حجت بر آنان تمام شده باشد.7

در روایت دیگری آمده است:

اگر مردم قم نبودند دین از بین میرفت.8

1 . بحارالانوار، ج67، ص351.

2 . تفسیر امام عسکری، ص344؛ الإحتجاج، ج2، ص260؛ بحارالانوار، ج2، ص6.

3 . سنن ابی داود ج4، ص104؛ جامع الأصول، ج12، ص63؛ کنزالعمال، ج12، ص193.

4 . بحارالانوار؛ ج60، ص217.

5 . همان، ص216.

6 . همان، ص213.

7 . سفینه البحار، ج2، ص445؛ بحارالأنوار، ج60، ص213.

8 . بحارالأنوار، ج60، ص217.


ترک بر داشتن مسجد کو فه در اخر الزمان

همزمان با سالروز ضربت‌ خوردن امیرالمؤمنین(ع) بخشی از دیوار مسجد کوفه ترک برداشت؛ برخی مردم محلی از این اتفاق به عنوان معجزه یاد می‌‌کنند و آن را یادآور ندای جبرئیل امین می‌دانند که فرمود: تهدّمت والله ارکان الهدی؛ سوگند به خدا ارکان هدایت درهم ‌شکست.

الب اینکه برخی سایت‌های عربی از این اتفاق به عنوان یکی از نشانه‌های غیرقطعی ظهور نام می‌برند، چرا که در حدیثی از شیخ مفید آمده است که امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: «إذا هدم حائط مسجد الکوفة ممَّا یلی دار عبد الله بن مسعود فعند ذلک زال ملک القوم وعند زواله خروج القائم علیه السلام»؛ چون دیوار مسجد کوفه در قسمت خانه عبدالله بن مسعود ویران شود، در آن هنگام حکومت قوم به فرجام می‌رسد و قائم علیه السلام ظهور می‌نماید.

ناگفته نماند این روایت جزو نشانه‌های دور از زمان ظهور است و طی آن زوال حکومت بنی عباس مژده داده شد.

............

ترك برداشتن ديوار مسجد كوفه آن هم در صبح 19 رمضان همزمان با سالروز ضربت خوردن اميرالمومنين(ع) بسيار عجيب و قابل تامل و مهم است. از سويي سندي بر حقانيت شيعه و از سويي ديگر تحقق يكي از نشانه هاي بسيار نزديك به ظهور را متجلي مي سازد.

البته در انتهاي منبع خبر چنين آمده است :

ناگفته نماند این روایت جزو نشانه‌های دور از زمان ظهور است و طی آن زوال حکومت بنی عباس مژده داده شد.

كه بايد گفت اينگونه نيست ، مراد از بني عباس ، خاندان بني عباس معاصر اهل بيت(ع) نيست ، بلكه خانداني است كه در عصر ظهور در حجاز حكومت مي كند كه به اعتقاد محققيني چون علامه كوراني همان آل سعود مي باشند.

قابل توجه است كه ويراني ديوار مسجد كوفه همزمان يا اندكي پيش از نابودي بني عباس مي باشد كه در فاصله بسيار نزديك به ظهور رخ مي دهد و مي توان گفت نابودي خاندان بني العباس كه بعد از نشانه فوق مي كند ، همزمان با وقايع ظهور مي باشد.

 


ترکیه در اخر الزمان قسمت اخر

نعمانى از امام صادق(ع) آورده است :

(امیر مؤمنان(ع) از رخدادهایى سخن گفت که پس از ایشان تا قیام قائم رخ مى دهد ، حسین پرسید : چه زمانى خدا زمین را از شر ستمگران پاک مى کند ؟ امیر مؤمنان فرمود : زمانى خداوند زمین را از وجود ستمگران پاک مى کند که بناحق خون ریزى شود .)

سپس امام در حدیثى طولانى ، از بنى امیه و بنى عباس سخن گفت و بعد فرمود:

(فردى در خراسان قیام مى کند و بر کوفان و مُلتان چیره مى شود ، و از جزیره بنى کاوان هم ردّ مى شود ، همچنین فردى از ما در گیلان قیام مى کند و آبر و دیلمان به او لبیک مى گویند و پرچم هاى ترکان که در سرزمین هاى مختلف ، اینجا و آنجا پراکنده است ، براى کمک به فرزندانم مى آیند . آن زمان بصره ویران مى شود و امیر الأمراى مصر قیام مى کند .)

سپس امام(ع) حکایتى طولانى فرمود و افزود :

(هزاران نفر آماده شده ، صف لشکریان آراسته مى شود ; یکى ، دیگرى را مى کشد که باعث قیام فردى مى شود ; شخص انقلابى شورش مى کند و کافر هلاک مى شود . آن گاه قائم ، که به او امید بسته اند ، و امامى ناشناخته است ، قیام مى کند . صاحب شرافت و فضیلت است . اى حسین ! وى از فرزندان توست ، بى مانند است . بین دو رکن یمانى و حجر الأسود ظهور مى کند و دو لباس کهنه به تن دارد . بر جن و انس ظاهر مى شود و خون بهاى کسى روى زمین پایمال نمى شود . خوشا به حال کسى که آن زمان را دریابد و شاهد روزهاى حضورش باشد .)

مقصود از قیام کننده در خراسان ، ابو مسلم خراسانى یا سید خراسانى است که نزدیک زمان ظهور مهدى(عج) قیام مى کند . مُلْتان ، منطقه اى نزدیک غزنه است که الان جزء پاکستان است . جزیره بنى کاوان آنجا یافت نشده اما کاودان و کاوردان روستاهایى در مازندران نزدیک آمل هستند.

والله العالم...

منبع

ترکیه در اخرالزمان قسمت 4

اما شاید مهم ترین روایت ، روایت عمار یاسر است که مى گوید :

( دولت اهل بیتِ پیامبر نشانه هایى دارد . پس سرِ جاى خود بمانید تا آن نشانه ها ظاهر شود ، از جمله آمدن ترکان که هم پیمان مردى ضعیف اند، که دو سال پس از بیعت با وى ، بر کنار مى شود و ترکان بر ضد روم با هم پیمان مى شوند.دیوار غرب مسجد دمشق فرو مى ریزد و سه نفر در شام خروج مى کنند و از همان منطقه و توسط افرادى ، حکومت شان از بین مى رود ، ترکان به جزیره مى آیند و رومیان به فلسطین و جنگجویى بر جنگجویى دیگر پیشى مى گیرد ، تا سپاهشان در قرقیسیا با هم برخورد کنند . )

این روایت ، در هر منبعى آمده و غیر مرفوع ]با ذکر تمامى راویان[ است ، مانند عقد الدرر ، ملاحم ابن منادى ، سنن دانى ، الغیبه طوسى با این نص آورده است :

( دعوت و دولت اهل بیت پیامبر ، در آخر الزمان است . پس بر جاى خود بمانید و دست نگه دارید تا امام تان را ببینید . وقتى ترکان با رومیان مخالفت کنند ، جنگ هاى روى زمین زیاد مى شود و منادى بر دیوار دمشق ندا مى دهد : واى از شرى که نزدیک شده است ، همچنین دیوار مسجد دمشق فرو مى ریزد . . . ) . اینها نشانه هاى ظهور امام زمان است ، چرا که رخدادهایى را ذکر مى کند که به هنگام خروج سفیانى روایت شده ، اما روایت مقطوع و بریده است. )

روایت ابن حماد به نقل از ارطاة ضعیف تر است . او مى گوید :

(وقتى ترکان و رومیان جمع شوند ، روستایى در دمشق فرو برود و قسمتى از دیوار غربى مسجد دمشق فرو بریزد ، در شام سه پرچم برافراشته مى شود )

ابن طاووس در ملاحم این نوع روایت را به نقل از فتن سلیلى آورده است که به او خبر دادند که على بن ابى طالب به ابن عباس فرمود :

( اى ابن عباس ! چیزهاى گوناگونى شنیده اى ، اما آنچه را که من مى گویم ، نقل کن . . . نخستین فتنه در سال 200 قمرى ، حکومت خردسالان است ، همچنین تجارت بسیار مى شود اما سود کمى به دست مى آید ، بعد مرگ عالمان و صالحان است ، بعد قحطى شدید ، سپس ستم و کشتار اهل بیتم با تشنگى در زواء و نیز جدایى و نفاق پادشاهان و شاه عجم .

وقتى ترکان بر شما چیره شدند ، به حوالى شهرها و سواحل دریاها بروید و بگریزید. در سال 253 یا 255 فتنه هایى در مناطق گوناگون رخ مى دهد . فتنه اى در مصر است . واى بر مصر ! دومین فتنه در کوفه است ، و سومى در بصره . ویرانى بصره به دست مردى است که به جنگ با بصره فرا مى خواند . رگ و ریشه اى ندارد ; مردم را به دو گروه تقسیم مى کند ، گروهى طرفدار وى و عده اى بر ضد او هستند .

چند سال بر آنان حکومت مى کند ، بعد خلیفه اى حاکم شما مى شود که سختگیر و بداخلاق است . نامش در آسمان قتّال و در زمین جبّار است . خون هاى زیادى مى ریزد ; خون را با آب قاطى مى کند اما نمى تواند آن را بنوشد . اعراب بر آنها یورش مى آورند .

خلیفه در هجوم اعراب ، کشته مى شود و ستم و گناه بین مردم رواج مى یابد . پرچم هایى پى در پى به سویتان مى آیند ، گویا رشته اى پیوسته هستند که بریده شده ، به دنبال هم مى آیند .

وقتى خلیفه تان کشته شد ، منتظر خروج آل سفیان باشید که حکومتش به هنگام هلال ماه نو ، در مصر است ; در همان زمان ، کرانه و اطراف بصره و نیز بازار و مسجد بصره فرو مى روند ، بعد طوفان آب است . اگر کسى از کشتن با شمشیر نجات یابد ، از غرق شدن نجات نمى یابد ، مگر کسانى که حوالى بصره و از مرکز دور باشند .

سه خسوف و شش زلزله در مصر پدید مى آید و از آسمان سنگ خواهد بارید ; بعد فتنه اى در کوفه رخ مى دهد و سفیانى در شام ظهور مى کند ، وقتى سپاهش به کوفه برود ، منتظر بهترین فرد آل محمد(ص) ، مهدى ، باشید که به کعبه آویخته است . زنده ها در زمان وى آرزو مى کنند که کاش مرده بودند . زمین را از عدل پُر مى کند ، چنان که از ستم آکنده شده بود. )

راوى این روایت ، ناشناخته و مجهول است و متنش اشکال دارد . حدیث درست ، خبر مشهورى است که امیر مؤمنان(ع) در مورد جنگ ترکان مغولى در سرزمین هاى اسلامى بیان کرده است ; که حضرت در نهج البلاغه ، خطبه 128 آمده است :

( گویا آنها را مى بینم ; گروهى که چهره هایشان مانند سپر ]پهن و گرد[ چکش خورده است . لباس هاى ابریشم و دیبا مى پوشند و اسب هاى خوبى دارند . وقتى وارد آنجا شوند ، خونریزى زیادى مى شود ، بطورى که فرد زخم خورده ، روى کشته ها راه مى رود و شمار فراریان ، کمتر از اسیران است.

یکى از یاران حضرت گفت :

اى امیر مؤمنان ! مگر علم غیب مى دانى ؟! امام خندید و به آن مرد که از قبیله کلب بود فرمود :

( اى برادر کلبى ! علم غیب نیست ، بلکه آن را از دارنده دانش ( رسول خدا ) یاد گرفته ام . علم غیب ، دانستنِ وقت قیامت است که خدا فرموده : فقط خدا مى داند چه زمان ، قیامت است . اوست که باران مى فرستد ، نیز آنچه را در رَحِم مادران است مى داند . هیچ کس نمى داند فردا چه به دست مى آورد و هیچ کس نمى داند در چه سرزمینى مى میرد . خدا عالِم و آگاه است

خدا مى داند که در رَحِم ، پسر است یا دختر ; زشت است یا زیبا ; بخشنده است یا بخیل; بدبخت است یا نیک بخت; مى داند که چه کسى هیزم دوزخ مى شود یا در بهشت، یار پیامبران است . این علم غیبى است که کسى جز خدا نمى داند اما بقیه ، دانشى است که خدا به پیامبر آموخته ، و او نیز به من یاد داده است و دعا کرده که سینه ام آن را حفظ کند و وجودم آن را نگه دارد .)

حاکم در روایت مشابهى را آورده و آن را صحیح دانسته است و از قول بریده مى گوید که پیغمبر(ص) فرمود :

(قومى مى آیند که چشمان ریز دارند و صورت شان مانند سِپَر پهن است ; در صحراى عرب ، به مسلمانان مى رسند . گویا مى بینم که اسبان شان را به دیوار مسجد بسته اند. پرسیدند : اى رسول خدا ! آنها چه کسانى هستند ؟ فرمود : ترکان .)

از دیگر احادیث مربوط به ترکان ، حدیث ابن مهزیار است که طولانى است ، و کمال الدین آن را آورده است ; و از دیدار وى با امام مهدى(علیه السلام) در زمان غیبت در مکانى نزدیک طائف سخن گفته است . امام ، علامات ظهور و مطالبى درباره ترک ها را به او فرموده است .

عبارت مربوط به ترکان در روایت کمال الدین چنین است که امام (ع)پرسید :

(اى ابن مهزیار ! برادرانت در عراق چگونه اند ؟ عرض کرد : زندگى سختى دارند و شمشیرهاى بنى شیصبان بر سر آنهاست . امام فرمود : خدا دشمنان را نابود کند ! به کجا مى روند ؟! گویا مى بینم که گروهى در شهرشان کشته مى شوند و اراده پروردگار شب و روز بر آنان چیره است . عرض کرد : یابن رسول الله ! این رخداد چه زمانى است ؟

فرمود : وقتى قومى که بهره اى از ایمان ندارند و خدا و رسول از آنها بیزار است ، مانع رسیدن شما به کعبه شوند . نشانه اش آن است که سه روز در آسمان سرخى اى ظاهر مى شود که ستون هایى همچون نقره دارد که از روشنى و نور مى درخشند . سروشى از ارمنستان و آذربایجان خروج مى کند و قصد مناطق پس از رى و کوه سیاه را دارد که جنب کوه سرخ و کنار کوه طالقان است

بین او و مروزى نبرد سلیمانیه است ، که در آن جوانان پیر ، بزرگ سالان فرتوت و کشتگان نمودار مى شوند . در آن هنگام منتظر خروج او به سوى زوراء باشید . در آنجا نمى ماند و به باهات و سپس به واسط عراق مى رود یک سال یا کمتر در آنجا مى ماند ، سپس به کوفان مى رود ، در آنجا نبردى رخ مى دهد که دامنه اش از نجف تا حیره و غرى است . نبردى سخت که ذهن ها آن را به فراموشى مى سپارد . هلاک دو گروه در آن وقت است ، خدا بازماندگان را نابود مى کند .

آنگاه امام(ع) این آیه را تلاوت کرد :

زندگى دنیا مانند آبى است که از آسمان نازل کرده ایم ، که در پى آن ، گیاهان زمین که مردم و چارپایان از آن مى خورند مى روید ، تا زمانى که زمین ، زیبایى خود را یافته و آراسته مى گردد و اهل آن مطمئن مى شوند که مى توانند از آن بهره مند گردند ; اما ناگهان فرمان ما شب هنگام یا در روز براى نابودى آن فرا مى رسد و چنان آن را درو مى کنیم که گویى دیروز هرگز نبوده است)

روایت گزارش مى کند که سپاه از ارمنستان و باکو به سوى تهران و بغداد حرکت مى کند ، که حرکت طبیعى سپاهیان در آن زمان ، همین راه بوده است .

اگر روایت صحیح باشد ، از رخدادى مربوط به آن زمان سخن مى گوید ; حال آنکه سند روایت هم ناقص است ، چون رواى جلیل القدر و مورد اطمینان از آل مهزیار ، على بن مهزیار است که پیش از غیبت درگذشته است ، پس روایت از یکى از فرزندان یا برادرزادگانش است که مورد اعتماد بودنش جاى بحث دارد .

از دیگر احادیث ترکان ، روایات آمدن آنان به جزیره و کنار فرات است .

 

ترکیه در اخر الزمان(3

حدیث ملاحم سید بن طاووس مى گوید :

در آخر الزمان ، فرورفتگى اى در بصره رخ مى دهد و آتشى دامنه دار در مشرق ظاهر مى شود که سه یا هفت روز در آسمان مى ماند . آتشى در آذربایجان پدیدار مى گردد که چیزى جلودارش نیست ، همچنین شام ویران مى شود . حدیث مرسل است و ظاهراً برگرفته از روایات ، بر حسب فهم راوى یا گوینده روایت .

از دیگر احادیث مربوط به ترکان ، حدیثى است که مى گوید دوبار شورش مى کنند . اصل حدیث از ابن حماد به نقل از مکحول است که پیغمبر فرمود :

ترکان دو بار شورش مى کنند : یک بار که آذربایجان را ویران مى کنند ; بار دوم آن قدر پیش مى آیند که اسبان شان را کنار ساحل فرات مى بندند اما پس از آن ترکى باقى نمى ماند

ارطاة نقل مى کند :

سفیانى با ترکان مى جنگد و شکست شان به دست مهدى است . نخستین پرچمى که مهدى براى نبرد برمى افرازد ، براى نبرد با ترک هاست.

عبد الله بن عمرو نقل مى کند :

(یکى از ملاحم باقى مانده ، که نبرد با ترکان در جزیره است . )

ابن حماد چندین روایت مى آورد که همگى با جنگ مغولان در سرزمین هاى اسلامى همخوان است ، و ظهور امام مهدى را پس از آن مى داند ، همچنین روایت دیگرى درباره نبرد امام در قرقیسیا با سفیانى و نبرد با ترکان مى آورد ، اما بعید است از نشانه هاى ظهور باشد .

به نقل از ابن مسعود گفته شده است :

وقتى ترکان و خزر به جزیره و آذربایجان بیایند و رومیان به عمق و اطراف آنجا بروند ، مردى از قبیله قیس از اهالى قنسرین با رومیان مى جنگد و سفیانى هم در عراق با اهالى شرق مى جنگد . هر ناحیه اى سرگرم نبرد با دشمن است . وقتى مهدى چهل روز بجنگد و کمکى به او نرسد!! با رومیان ، به شرطى که هیچ کدام به دیگرى خراجى نپردازد ، صلح مى کند

حذیفه مى گوید :

وقتى پیش قراولان ترک را دیدید که به جزیره آمده اند ، با آنها بجنگید تا شکست شان بدهید ; اینها با این کار ، حرمت آنجا را زیر پا گذاشته اند . این نبرد نشانه خروج غربیان و شکست پادشاهى آنان است .

ترکیه در اخر الزمان(2)

ترک ها در عصر ظهور حضرت مهدى(عج)




ترکیه و آخرالزمان(1)

با عرض سلام به شما دوستانی که وبلاگ من نه اقا صاحب الزمان علیه السلام را مطالعه می فرماییند بحث ایران در اخر الزمان را به اتمام می رسانم چون اطاله کلام شد وگرنه مطالبی بسیار مانده که در وبلاگ نذاشتم بحث جدید ترکیه دراخر الزمان هست که در چند بخش تقدییم شما خواهم کرد

ترکیه و آخرالزمان

مقدمه

در هفته ها و ماه های گذشته شاهد مداخله و تحرکات ترکیه در قضیه و درگیری های سوریه بودیم که در نوع خود جای تامل و بررسی دارد . این مسئله تا بدان جا پیش رفته است که در جدید ترین این اقدامات مجلس نمایندگان ترکیه با تصویب قانون جدیدی دست ارتش این کشور را در فرامرزها ( سوریه) بازگذاشته است و علنا شاهد آن هستیم که ترکیه خواهان جنگ مستقیم با سوریه می باشد.

تا قبل از این چراغ سبز شاهد باز گذاشتن مرز جنوبی ترکیه جهت ورود مزدوران با ملیت ها مختلف و تفکرات سلفی و وهابی و همچنین ارسال مداوم صلاح و تدارکات جهت این نیروها و تدارک ارتش به اصطلاح آزاد سوریه و تحرکات رسانه ای و جنگ نرم و استفاده ابزاری از انواع حیله ها ی تبلیغاتی و تصویری و نوشتاری بوده ایم.

ترکیه با توجه به سیستم حکومت لائیک و سکولار خود که به نوعی از مردم مسلمان خود دور گردیده در فکر احیای امپراطوری منسوخ عثمانی بوده و داعیه رهبریت جهان اسلام را در سر می پروراند.

این در حالی است که ملت ترکیه با سابقه طولانی مذهبی و فرهنگی خود که چشم پوشی از آن غیر ممکن می باشد همواره مخالف این رویه بوده و طرفدار اتحاد جهان اسلام می باشد.

اما چرا ترکیه خود را در این بازی وارد کرده و دست خود را در دست غرب و صهیونیست ها ( بخوانید داعیان سفیانی ) گذاشته است و از هیچ کوشش و تلاشی در این راه فروگذار نمی کند و تا بدان جا در این گرفتاری خود را فرو کرده که باعث تیرگی روابط خود با همسایگانش از جمله ایران و عراق گردیده است .

با توجه به مطالب فوق این سئوال پیش می آید که اقدامات ترکیه با مسائل آخر زمان و شروع نبرد های آخر زمانی همخوانی دارد یا خیر ؟ و آیا ترکیه از این اتفاقات و تحریکات سود هم خواهد برد یا خیر؟

در بررسی روایات که در زیر به آنها اشاره خواهد شد این مسئله مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

منبع


ایران در اخر الزمان(5)

محقق و نویسنده ی برجسته ی عرب، جناب آقای مجتبی السادة در كتاب گرانسنگ خود با عنوان شش ماه پایانی (به عربی: الفجر المقدس المهدی (علیه السلام) و ارهاصات الیوم) و در هنگام ذكر وقایع ماه رجب چنین می‌گوید

روایات به این امر اشاره دارند كه ایرانیان پس از طولانی شدن جنگ با دشمنان خود، با سید هاشمی كه شعیب بن صالح را به عنوان فرمانده سپاه خویش برگزیده، بیعت می‌كنند. احادیث، میدان جنگ ایرانیان با دشمنان را در خارج آن سرزمین، یعنی عراق و شام و فلسطین بیان می‌كند كه حاكی از ثبات سیاسی آنها در داخل كشور است؛‌ البته به جز آشفتگی مختصری كه به واسطه ی جریان (قرقیسیا) در وضعیت ایران به وجود می‌آید؛‌ از آنجا كه این واقعه اساساً جنگ میان سفیانی، ترك‌ها، بعضی از غربیان و بخشی از سپاهیان و نیروهای عراقی است و با توجه به اینكه ایرانیان با میدان و معركه ی‌ جنگ فاصله ی چندانی ندارند، تصمیم می‌گیرند در آن شركت كنند، ولیكن به جهت بهبود وضعیت داخلی از قرقیسیا صرف نظر می‌كنند و به كشور خود باز گشته و برای مقابله با سفیانی كه در غائله ی قرقیسیا پیروز شده، مهیا می‌شوند. »

همان گونه كه ملاحظه فرمودید، محققان از بررسی مجموعه ی روایات آخرالزمانی، چنین دریافته‌اند كه در سال ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، درگیری‌های داخلی در ایران به وجود می‌آید. البته در مطلبی كه جناب آقای مجتبی الساده بیان كردند، مسئله ی تصمیم ایرانیان برای حضور در قرقیسیا، كمی بعید به نظر می‌رسد و احتمالاً این مسئله مربوط به تحلیل شخصی آقای الساده می‌باشد؛ چرا كه روایات، شیعیان را از حضور در قرقیسیا منع كرده و نبرد قرقیسیا را جنگ بین ظالمان خوانده‌اند. بنابراین بعید به نظر می‌رسد كه ایرانیان زمینه‌ساز ظهور و یاران مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به روایات توجهی نداشته باشند. امّا احتمالاً ایرانیان برای حمایت از شیعیان عراق، لبنان و مسلمانان فلسطین كه با سفیانی درگیر شده‌اند، قصد خروج ار مرزهای ایران و ورود به عراق را دارند كه احتمالاً در مراحل ابتدایی این امر، درگیری‌های داخلی پدید می‌آید و ایرانیان به امور داخلی و سامان دادن به آن مشغول می‌شوند كه این امر موجب پیروزی سفیانی در عراق و انجام جنایات توسط وی در عراق می‌گردد و این تعلل، موجب می‌گرد تا سفیانی از شمال تا جنوب عراق را اشغال نماید و در هنگام رسیدن به مرزهای جنوبی مشترك با ایران، ایرانیان كه به امور خود سامان داده‌اند، عزم مقابله با سفیانی نموده و در منطقه ی‌ خوزستان با وی درگیر شده و طعم اوّلین شكست را به سفیانی می‌چشانند.

به جز مطلب فوق كه مورد اختلاف بین محققین است، عمده ی‌ محققان بر سر این مطلب كه در سال ظهور، درگیری‌های داخلی در ایران به وقوع می‌پیوندد، اشتراك نظر دارند. این مرحله كه مرحله ی‌ ششم گام ایرانیان به سوی زمینه‌سازی ظهور است و در طی آن تعدادی از نیروهای مناطق داخل كشور، شناسایی و پالایش می‌گردند، هنوز به وقوع نپیوسته است، اما به نظر می‌رسد كه در سال‌های اخیر، شواهدی از نزدیك بودن این امر، در حال آشكار شدن است.


اوضاع ایران در اخر الزمان(4)

برخی از روایات مربوط به آخرالزمان، ذكر كرده‌اند كه بعد از تشكیل حكومت زمینه‌ساز ظهور در ایران، فتنه‌ها و درگیری‌های داخلی در ایران پدید خواهد آمد كه مهم‌ترین این فتنه‌ها در سال‌های نزدیك ظهور به وقوع خواهد پیوست؛‌ تا جایی كه برخی از محققان، تعلّل در ورود سپاه ایران به عراق را بعد از خروج سفیانی، ناشی از همین مسئله می‌دانند. این محققان می‌گویند كه مطابق برخی از روایات، به رغم این كه خراسانی، سفیانی و یمانی در یك روز خروج می‌كنند، اما سفیانی با وجود درگیری در چند نبرد پشت سر هم، زودتر از ایرانیان همسایه ی ‌عراق و دارای حكومت مقتدر، به عراق می‌رسد؛‌ مطابق تعدادی از روایات، احتمالاً علّت بروز این تأخیر، وقوع فتنه‌ها و درگیری‌های داخلی در ایران طی ایام مذكور است كه موجب می‌گردد تا ایرانیان ابتدا به امور داخلی و سر و سامان دادن به آن مشغول باشند و بعد از فرو نشاندن فتنه ی داخلی، عزم خود را برای مقابله با سفیانی در عراق جزم كنند.


ایران در اخر الزمان(3)

بر اساس پیش بینی پیشگویی ایرانی ساکن هندوستان، از خرداد ١٣٩١ به بعد تحوّلاتی در ایران رخ می دهد که ایرانیها دیگر روی ..... را نخواهند دید.

طبق پیش بینی پیشگویی ایرانی، در سال ١٣٩٢ هـ.ش حوادث مهمّی در ایران روی خواهد داد.

در ایران مشکلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بر اثر محاصرۀ قدرتهای خارجی و سوء مدیرِیّت داخلی، افزایش می یابد و یک گروه انقلابی از قدرت بر کنار و دو گروه قدرتمند انقلابی با یکدیگر در گیر می شوند.

حکومت روحانیّون در ایران تا سال پیش از قیام امام مهدی(علیه السلام) ادامه می یابد و مخالفین سیاسی انقلاب ایران که بسیاری از آنان در خارج از کشور به سر می برند و رؤیای حکومت بر این کشور را در سر می پرورانند، هیچ گاه به آرزوی خود دست نمی یابند.

اسرائیل به طور مستقیم وارد جنگ با ایران نمی شود.

غربیها به دلیل صبور بودن، حماقت و تصرّف خدای متعالی در اراده شان، حمله به ایران را تا سال ظهور به تأخیر می اندازند.

یهودیان فتنه گر روسیه و یا گروهی شورشی از ترکها را به جنگ با ایران تشویق می کنند و این حادثه در سال ظهور رخ می دهد.